پیش فرض های یک NLP کار

چندی پیش کلاس های NLP یا برنامه ریزی عصبی کلامی را ثبت نام کردم. کلاسی که روزهای 5شنبه ساعت 14 تا 18 در ساختمان آرشیو ملی برگزار می شو.د در این پست قصد ندازم به معرفی NLP بپردازم، فقط خلاصه جلسه چهارم رو برای شما آماده کرده ام.

جلسه چهارم
پیش فرض های NLP

یک ان ال پیست با این پیش فرضها سر و کار داره. باید مثل یک عینک جلو چشمش باشه و همه چیز رو از پشت این عینک ببینه…

1. برای رسیدن به هر چیزی نیازمند نقشه هستیم و هر کسی نفشه خود را دارد.
2. نفشه نشان دهنده همان سرزمین نیست.
یعنی واسه یه حمام رفتن ساده هر کسی یه برنامه داره. قرار نیست نقشه ما شبیه هم باشه… ولی باید یاد بگیریم اگر که نیاز شد نقشه رو اصلاح کنیم، بروز کنیم و …
واقعیت ها(باورها و ارزش ها ما) نقشه ما هستند؛ حقیقت همان سرزمین است. مشکل زمانی به وجود می آید که ما میخواهیم حقیقت را مساوی با واقعیت قرار بدهیم.
واقعیت = توداری دنیا رو اینطوری می بینی. حقیقت یک چیز است؛ واقعیت هزار چیز.
اصطلاحا تعصب نداشته باش.
3. انعطاف پذیری:
جریان آب از قله تا رسیدن به دریا. یعنی داشتن روش های گوناگون برای رسیدن به هدف. اما به این معنی نیست که بایدهمه اش کوتاه بیای، حرفت رو نزنی و … . آب که از قله میاد پایین بعضی وقت هابا بی رحمی تو سنگ نفوذ می کنه و شب هنگام تو سرما یح میزنه و می تراکندش…. باید بدونی کی و کجا از چه روشی استفاده کنی.
4. شکست وجود ندارد، تنها با نتیجه روبرو هستیم.
هر عملی را عکس العملی هست یا مطلوب یا نامطلوب. اگر نامطلوب بود باید روشت رو عوض کنی (مورد 3)
5.ما نمی توانیم ارتباط برقرار نکنیم ( جمله کلیدی گروه پالوآلتو).
می تونستیم بگیم ارتباطات مهمه. اما ارتباط فقط حرف زدن نیست… قهر کردن هم ارتباط است. سکوت ارتباط است. نگاه کردن ارتباط است. فکر کردن ارتباط است. درخواست از خدا ارتباط است و …
6. هر آنچه که در دنیا برای یک نفر امکان پذیر باشد، برای دیگران نیز امکان پذیر است مگر اینکه مخدودیت جسمی و ذهنی داشته باشد.

نمیگیم معولین نمی تونن کاری انجام بدن… اگر معلولی ورزشکار است پس یک معلوم دیگر هم می تواند ورزشکار باشد.
محدودیت جسمی یعنی با قد 160 و وزن 80 نمیشه بسکت بازی کرد ولی میشه کشتی گیر حرفه ای شد.
نکته مهم در این پیش فرض این است که باید الگوی مناسب رو پیدا کنی و ازش مدل برداری کنی. اهداف من رو کی داشته و موفق شده…. برم دنبالش ببینم طرز فکر و رفتارش چطوری است.
مدل ساری باعث فعال شدن قسمت هایی از مغز میشه
الگو برداری به معنای تقلید کردن هم نیست.

7. مدل تمامی افراد قابل احترام است.
قضاوت نمی کنیم، نمی گیم بالاتر ار کسی هستیم. روی آدم ها ضربدر نمی زنیم. دقت شود از لغت تایید استفاده نشده است گفتیم احترام. مو سیخ سیخی، ریش بلند، افکار چپ راست ، باورهای مذهبی ، آدم اوپن مایند و…. همه قابل احترام هستند. اگر دارای رفتار و افکاری هستند که با تو سارگار نیستند؛ حق توهین کردن نداری…. رابطه نداشته باش!
هر چیزی که درست است ممکن است فقط برای زندگی من درست باشد.
8. تمامی انسان ها دارای ذخایر کافی برای راه حل ها می باشند. آب در کوزه ما گرد جهان می گردیم.
مشکل درون خود فرد است، راه حل هم درون خود فرد است. چرا؟ چون ضمیرناخودآگاه دائما در حال جمع آوری اطلاعات هستش
9. ضمیر ناخوداگاه هیچ رفتار یا عادتی را تولید نمی کند مگر به منظور مفید.
مثلا سیگار بکشم آروم میشم. برای ناخودآگاه این جا افتاده که سیگار باعث آرامش میشه و آرامش هم مفیده.
وقتی عصبانی هستی ماشین رو برمیداری و باسرعت میری تو کوچه و خیابون…. ضمیرناخودآگاهت پذیرفته که سرعت باعث کاهش عصبانیت میشه و آرومت میکنه. پس میاد ازت محافظت میکنه و میگه با سرعت برو
هدف ضمیرناخودآگاه اینه:
ایجاد امنیت، رفاه ، آرامش و آسایش تو….

 

نظر شما چیه؟

شاید این مطالب را هم دوست داشته باشید