نحوه چینش اوربیتال در زندگی واقعی

ملغمه زیر حاصل یک مصاحبه خروج سنگین تقریبا 90 دقیقه بین من و مصاحبه گر هست. پس بی مقدمه وارد گود مصاحبه میشم! این مصاحبه خیلی خوب بود؛ چنانچه با مصاحبه خروج آشنا هستید که هیچ در غیر این صورت روی پیوند رو به رو کلیک کنید >>> مصاحبه خروج چیست؟ پس از مطالعه بخش قبل برید پاراگراف پایین.

قرار نیست کل مصاحبه رو براتون اینجا بنویسم ، فقط به بیان یکی دو تا نصیحت یا مدل ذهنی از شخص مصاحبه کننده یا مدیر سابقم (اصلا دوست ندارم با این لفظ صداش کنم؛ از اینجا به بعد یا میگم حامد یا حامد جان :] ) می پردازم.

مصاحبه قرار بود بین من ، حامد و یکی دیگه از بچه های منابع انسانی برگزار بشه که از حامد جان خواستم فقط خودم و خودش باشیم ، چون احساس راحتی زیادی باهاش می کنم و راحت تر می تونستیم در مورد مسائل با هم گپ بزنیم و چنانچه جایی قراربود بهم گیر بده با دست باز گیر بده :)))))

مثل اوربیتال ها باش

شیمی دبیرستان رو به یاد بیارید! اوربیتال به فضای دوره هسته اتم یا مولکول گفته میشد که احتمال یافتن الکترون در آن بالای 90% بود. هر چی الکترون ها به هسته نزدیک تر باشند دارای انرژی بیشتری هستند و جدا کردنشون از هسته تقریبا غیرممکن یا سخت هستش. در حالی که اون عقبیا راحت تر جدا میشن. و این که اگر هر الکترون سر جای خودش قرار بگیرد فایده ای دارد ؛ حتی اون دورترین الکترون. زندگی ما مشابه هسته و الکترون ها هستش. هر آدمی یک هسته و خانواده ، دوستان و … الکترون های اون هستند. در زندگی واقعی بعضی مواقع انسان هایی باعث ناراحتی ، عصبانیت و کلی داستان دیگه برای ما می شوند. آیا باید ما در در این حالت ها بمانیم یا اصلا باید وارد این رویداد ها بشیم!!!!!!!!!!!!!؟ بستگی به جایگاه اون آدم به ما داره! اگر خیلی نزدیک هستش شاید تو اون حالت باید بمونیم و تلاش کنیم دیگه وارد اون فاز عصبانیت نشیم. اگر اون آدم هم خیلی از ما دور هستش دلیلی نداره وارد این حالات بشیم.

اما در مورد جایگاه افراد! قطعا دیدید که زمانی دو تا دوست تا زمانی که با هم دوست هستند خیلی با هم خوشحال و هپی هستند اما زمانی که فاز دوست دختر/پسری بینشون برقرار میشه تازه مشکلات پدیدار میشه! چرا؟ چون این الکترون از جای دورتری اومده جایی نزدیک تر که اصلا واسه اون فضا ساخته نشده ( انرژی کمی داره و میخواد همه اش جدا یشه) و باعث آسیب رسیدن به طرفین میشه ( البته قرار نیست همه رابطه ها اینطوری باشه ؛ این فقط یه مثال بود). پس سعی کنید در زندگی همیشه آدم ها رو در یک چینش منطقی و اصولی قرار بدهید تا بیشترین بهره برو ببرید. نحوه این چینش دست خودتون هست ؛ طوری بچیند که چند سال دیگه حسرتش رو نخورید که ای کاش…. البته ساختن این رابطه ها شاید نیازمند زمان و آزمون و خطا باشه ولی به یاد داشته باشید که هر وقت نیاز شد این رابطه ها رو اصلاح کنید.

با خودت دوست باش ولی یه دوست سختگیر نه یه دوشمن بی رحم سرزنش کننده

این مدل ذهنی کاملا مشخص و گویا هست که بهترین دوست هر آدمی خودش هست اما باید با خودتون سختگیر باشید نه بی رحم! چون زمانی که دشمن بی رحم باشید فقط به فکر بمباران و نابود کردن هستید، مدام دارید خودتون رو سرزنش می کنید، مدام در حال فت پا زدن به خودتون هستید و خبری از دستگیری از جانب خودتون نیست! این مدل ذهنی رو اگر پیاده سازی کنید در مسیر پیشرفت قرار خواهید گرفت.

ناراحت باش اما سرزنش کننده نه

داستان خروج من یک داستان پیچیده چند فصلی ( در حد سریال لاست) با کلی حالت سینوسی و بهت خیلی ها ( از دید من) در آن است که قصد توضیحش رو ندارم. اما از قول حامد ناراحت این قضیه باش ولی در پی جبرانش نه اینکه توش گیر کنی. یقینا مدل ذهنی بالا راهگشای اون هستش.

 

دوست داشتم بیشتر در مورد حامد، جلسه امروز و درس هاش حرف بزنم اما چه کنم که باید کلام رو تمام کنم….

شاید این مطالب را هم دوست داشته باشید