چرا زبان دومی نیاموختم

در پست قبلی اشاره ای داشتم به سفر کردم. در پست کنونی به دومین 35 مورد غبطه برانگیز در دوران پیری می پردازم.

همه ما تا حدودی با یک زبان دوم آشنا هستیم؛ آذری، کردی، گیلکی و حتی برخی ها هم با زبان های بین المللی تر چون انگلیسی، آلمانی، فرانسه، عربی و … حتی اگر در حد یک I am blackboard باشد. بسیاری از ما اعتراف کرده ایم و خواهیم کرد که اگر یک زبان دوم را نسبت به آنچه که اکنون بلد هستم بیشتر می دانستم می توانستم کارهای بهتر و هیجان انگیزی تر انجام بدهم.

یکی از مزایای ربان دوم بلد بودن این است که واقعا در سفرهای خارجی به کمک تان می آید ( من تا به خارج از ایران سفر نکرده ام :دی اما با توریست های بسیاری گپ و گفت داشته ام، یکی دو ساعتی باهاشون توی شهر گشت زده ام و … ) پس یادگیری زبان را جدی بگیرید. بلد بودن زبان می تواند تجربه سفر شما را متفاوت تر کند. به قطع یقین بیشتر به شما خوش خواهد گذشت.

با پیشرفت تر شدن تکنولوژی ها شما بیشتر نیازمند این هستید که زبان خود را تقویت کنید. و شاید با نداستن زبان دوم شغل خود را در خطر ببینید. پس یادگیری زبان را جدی بگیرید.

مهاجرت یا ادامه تحصیل در یک کشور دیگر. من هم اکنون با توجه به برنامه مهاجرتی که دارم در حال یادگیری زبان سوم هستم. زبان فارسی که زبان مادرزادی ام است، انگلیسی را هم که یک آیلتس گرفته ام و زبان فرانسه که یک ماهی از شروعش گذشته است. و خیلی دوست دارم که زبان آلمانی را هم، حتما یاد بگیرم. پس یادگیری زبان را جدی بگیرید.

پی نوشت:

وقتی از یادگیری زبان دوم حرف می زنیم فقط منظورمان انگلیسی نیست. هر زبانی… فقط یاد بگیرید!

 

شاید این مطالب را هم دوست داشته باشید