چرا از کاری که دوست نداشتم استعفا ندادم!

تاکنون به چند مورد از موارد غبطه انگیزی در پیری پرداخته ام.  در پست امروز قرار هست استعفا از شغلی که دوست نداشتم را بررسی کنم.

خیلی از ماها شاید از کاری که مشغول فعالیت در آن هستیم رضایت نداشته باشیم. این رضایت می تواند شامل جنبه های مادی، پیشرفت، عاطفی و … باشد. چنانچه شما از کارتان به هر دلیل رضایت نداشته باشید قسمت عظیمی از زندگی خود را بر باد داده اید. شاید بهانه بیاورید که در این وضع اقتصادی نامناسب، مسئولیت زندگی، قسط و وام و بدهی مگر می شود از یک منبع درآمد به سادگی گذشت؟ حق با شماست؛ نباید بیگدار به آب زد. قبل از استعفا باید بدانید که برنامه یتان برای بعد از خروج از کار چیست. چطور قرار هست به امرار معاش بپردازید؟ آیا مهارت شما برای پیدا کردن کار جدید کفایت می کند؟ یا باید دانش خود را بروز کنید؟ آیا پس اندازی دارم که بتوانم برای مدتی خرج خود را بدهم؟ آیا همسر و خانواده ام را می توان مدیریت کنم؟ آیا آنها از من حمایت می کنند؟

اما چرا باید از شغلی که دوستش نداریم استعفا بدهیم؟

خب! اینها رو که قبلا بیان کردم: عدم رضایت. این عدم رضایت می تواند جبنه های بیشتری از زندگی ما را تحت شعاع قرار بدهد: شادابی کمتر در کنار اعضای خانواده، عدم تعامل مناسب با دیگران، بی حالی در تمام ابعاد زندگی و… .

آیا من از شغل کنونی ام لذت می برم؟ بله
آیا من از شغل قبلی ام لذت می بردم؟ به دلیل عدم یادگیری و عدم پیشرفت؛ خیر. پس کاری که باید انجام می دادم را دادم…. قراردادم را تمدید نکردم و دکمه خروج را زدم.
پس من در پیری احتمال اینکه غبطه این مورد را بخورم کمتر هست… شما هم به آن فکر کنید، اگر توانایی اش را دارید و بنظرتان می توانید موفق تر شوید حتما استعفا را تجربه کنید.

شاید این مطالب را هم دوست داشته باشید