امروز بابا شدم

امروز که از خواب بیدار شدم ساعت 9 را رد کرده بودم. در حین خوابی بیداری با خودم می گفتم که اگر امروز کوه نرم ضرر کردم. هر چه در توان داشتم جمع کردم ، صبحانه خوردم و راهی دارآباد شدم. در تمام مسیر هی با خودم تکرار می کردم که مگر این ساعت، ساعت کوه رفتن است….

از دارآباد 30 40 دقیقه ای که پیاده روی کنی؛ نرسیده به کبوترخوان؛ یک گروه دوستدار طبیعت مشعول کاشت نهال بودند. دو نهال، یک بیل و یک کلنگ هم نصیب من شد تا نهال ها را بکارم. از قول خانم پروانه که مسئول گروه بود:

اینا مثل بچه هات هستند. باید مراقبشون باشی. بهار و تابستون هفته ای یک بار احیتاج به آب دارند.

اینجوری شد که من پدر شدم و مسئولیت برای رفتن به کوه سنگین تر از قبل.

امروز با کاشت نهال بابا شدم

این رو به نیت پدر و مادرم کاشتم

 

 

امروز با کاشت نهال بابا شدم. این درخت کچل دخترم هست.

امروز با کاشت نهال بابا شدم. این درخت کچل دخترم هست.

شاید این مطالب را هم دوست داشته باشید