من سونامی هستم

من سونامی هستم

من سونامی هستم

پیش نوشت:

این مطلب حاصل گفتگوی تقریبا دو ساعته در یک بعدازظهر کاملا پاک و دل انگیز تهران بین من و مدیرم هست. سعی می کنم قسمت هایی از حرف های امروز که تلفیقی از جامعه شناسی، فلسفه، هنر زندگی کردن و …. هست را در اینجا ذکر کنم.

هر کدام از شما یک سونامی هستید.

دکتر رضا قریب که یک روانشانس کار کشته است جمله ای دارد با این مضمون:

هر کدام از شما یک سونامی هستید؛ فقط نمی دانید.

بله! ما هر کدام می توانیم یک سونامی در زندگی، کار و جامعه خود باشیم و اثری شگرف بیافرینیم فقط باید خودمان را باور کنیم، پیدا کنیم و عمل کنیم. اما چطور باید این مهم را انجام داد؟ منظورم این است که چطور سونامی راه بیاندازیم؟ آیا دارم شعار می دهم!!!!؟

خوب دیدن، خوب حرف زدن، به جنگ نانشناخته ها رفتن

دکتر جردن پیترسون روانشناس کانادایی در جایی می گوید:

خوب حرف زدن، خوب دیدن و به جنگ ناشناخته ها رفتن هر زنی را شیفته شما می کند و هر مردی را پیرو شما.

خب! پس مسیر راه اندازی سونامی مشخص شد. اگر ما این سه ویژگی را که در ما کشته اند ( خانواده، آموزش و پرورش و در کل جامعه) دوباره زنده کنیم می توانیم امید داشته باشیم – دقت کنید امید داشته باشیم- که سونامی راه بیاندازیم. اما قطعی نمی توان گفت که می توان سونامی راه انداخت اما چیزی که مسلم است این است که اگر این سه ویژگی را نداشته باشیم قطعا خبری از یک نسیم ملایم هم نیست چه برسد به سونامی.

زندگی فانی است

باید بپذیریم که زندگی فانی است. اگر یک سونامی راه بیانداریم در آخر کار مرگ ما می رسد. اگر هم کاری نکنیم باز هم مرگ ما می رسد. پس بهتر است اثری خلق کنیم و بمیریم. گاهی اوقات دلیل تنبلی ما اینست که پشت این فانی بودن زندگی قایم می شویم. اما حقیقت این است چه بخواهیم چه نخواهیم خواهیم مرد و این دردناک است. و ما برای پنهان کردن این درد روی می آوریم به الکل، سیگار کشیدن، سکس، سیاست مدار بدون عمل، جامعه شناس علاف، مهندس به دردنخور و هزار کثافت دیگه ای که تهش میشه این جامعه ما.

معنی کلمه sin

کلمه sin که در انجیل از آن به عنوان گناه یاد می شود در معنی اصلی لاتینی خود به هدف نزدن است. اگر من نتوانم در زندگی به هدف بزنم دچار sin شده ام. اگر من نتوانم جامعه خود را تکامل دهم دچار یک خسران شده ام. از این به بعد هرگاه به هدف نزدیم باید شرمنده باشیم چون دچار گناه شده ایم و نتوانسته ایم سونامی راه بیاندازیم.

آغوش باز مادران دست نوازش پدران

یکی دیگر از کلیدهای ما در سونامی شدن این است که مادران آغوش باز داشته باشند و پدران دست نوازشگر. منظورم این است که خیلی از والدین ما به دلیل شرایط اقتصادی، دانش ناکافی و گاها غلط و سایر مسائل در آموزش و پرورش ما اشتباهاتی را انجام داده اند. مادر و پدری که می خواسته اند فرزند خود را تبدیل کنند به رویای کودکی خود. والدینی که می گویند از ترس حرف نزن، چرا بیست نشدی، باید دکتر بشی و … . اینها همه اش اشتباه است. ما باید با مطالعه بیشتر درباب علوم اجتماعی، روانشناسی، جامعه شناسی و فلسفه خود را توسعه دهیم تا بتوانیم جامعه ای آبادتر داشته باشیم.

نتیجه گیری

با خودتان.

شاید این مطالب را هم دوست داشته باشید